![]()
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
خرداد 1388
آذر 1387 آبان 1386 خرداد 1386 فروردین 1386 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 مرداد 1385 تیر 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 جستجو
پیوندها
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
آرباطان
سهم دلتنگی هایم
برای تنهایی های ایلیا(ع)
هرشب نشسته ام لب بام نظاره ها شاید بیابمت وسط این ستاره ها هر روز بر لبان جهان تازه می شوی تکرار می شود نفست بر مناره ها ای ساحل غریب کجایی که سال هاست رویای من رها شده بر تخته پاره ها در جستجوی قله تو ــ زیر پای من... چون پنج تخته سنگ حقیرند قاره ها محراب خم شده ست به تعظیم چشم تو ای چشم تو پناه تمام اشاره ها عطر تو را گذاشته ام بر دریچه ها نام تو را نگاشته ام بر جداره ها با چاه ها نشد که شبی درد دل کنم باید گذشت از سر این خون نگاره ها شکی نداشتم که برازنده تو نیست پیراهنی که دوختم از استعاره ها تن کنده ام مگر که مرا جاودان کنی با این غزل برای تمام هزاره ها قبله آرباطان |+| نوشته شده توسط ابراهیم قبله آرباطان در یکشنبه شانزدهم بهمن 1384 ساعت 15:55
|