![]()
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
خرداد 1388
آذر 1387 آبان 1386 خرداد 1386 فروردین 1386 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 مرداد 1385 تیر 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 جستجو
پیوندها
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
آرباطان
سهم دلتنگی هایم شعری برای امام رضا
تقديم به امام رضا (ع) روحم مرا با خود کنار پنجره برد. او به زیارت رفت و من منتظر ماندم و ... شب است و خواب و خیالی دور گرفته صبر و قرارم را گشوده ام در اتاق شب کهن کتاب ِ دیارم را *** هجوم کهنگی و رخوت مچاله می کندم ناگاه از آسمان من افتاده ست حباب وار ، چراغ ماه *** کبوتری ست که می خواند کنار پنجره ام غمگین به شیشه چنگ می اندازد شب گرفته ، شب سنگین *** کبوتر از شب من پر زد کشید سینه به تاریکی صدای پر زدنش پیچید میان دوری و نزدیکی *** من از تو دورم و باران ها مسافران نگاه من کجاست چتر نفس هایت پناه شهر و پناه من *** شبی که صاعقه ی حسرت در آستانه ی طغیان است سرم به دامن تبریز و ... دلم به راه خراسان است *** هوای تلخ و هوای درد چه کرده با ریه های من که خون سوخته می پاشد میان مرثیه های من *** غمِ نوشته به دیواری شب گرفته و سنگینی سرِ نهاده به صحرایی شبیه آهوی غمگینی *** طلوع کرده ای و دریا ... ز خنده تو صدف باران طلوع کرده ای و نامت ... سرود خفته ی نیزاران *** سلام داده تو را هر صبح هر آنچه بوته ، هر آنچه سنگ هر آنچه باغچهی بی عطر هر آنچه باغچهی بی رنگ *** کبوتر از حرمت برگشت ولی هزار برابر شد کنار پنجره چیزی خواند تمام شهر کبوتر شد ابراهیم قبله آرباطان – تبریز ، آرباطان |+| نوشته شده توسط ابراهیم قبله آرباطان در یکشنبه بیست و ششم آذر 1385 ساعت 12:36
|